پارادوکس بعدی
پرررر از حرفم اما فقط سكوتم ميادپررر از سكوتم ولي هي جواب پس ميدم و نميدونم چطورمه. به لطف پريودى توى راهاما ميدونم زندگي خيلي خوبه، خيلي خوشحالم، معجزات خيلي زيادنو چقدر خوشحالم كه از يك مرحله سخت عبور كردم. عاشق زندگي ام. عاشق نفس كشيدنم، عاشق اينجا بودنم چون هووز فرصت افرينش دارم. هنوز فرصت دارم ...
تغییراتی ریز اما بزرگ
چقدر خوشحالم که انقدر بااقتدار بودم که از حضورش اذیت نشدم.چقدر خوشحالم که راحت همه‌مهمونی ها و عروسی هارو کنار میذارم و فقط به خودم میرسم شاید تحولات ریزی به نظر بیان اما خیلی بزرگن. شاید اقتداری رو که روز جمعه داشتم بزرگ نبینید اما شدیدا بزرگ بود. و من میدونم که هر روز هم بیشتر میشهمثل الماس روی خو...
Magic
روز تولدم گفتم «به سلامتی یه سال جادویی» خدا به سر شاهده که من از همون روزه چه معجزه های جادویی که ندیدم!! این هیچ، از همون روزه تا الان در تمامی کتاب ها، مطالب، نشانه ها من این کلمه جادویی رو میشنوم. و مثلا دیروز که دوستم مریض بود و من برای کمکش به خونش رفتم(!!) میبینم برام هدیه سفارشه! یک جاکلیدی ...
عمق شکرگزاری
داشتم درس میخوندم، البته که خیلیم خسته شدمیهو با خودم گفتم، عه چرا ناشکری، تو اجازززه داری درس بخونی و این یه چیز خارق العاده و نعمته از سمت خدا. تو اجازه داری سواد داشته باشی، اجازه داری بخونی و بنویسی. این نعمت بزرگیه. بعد یهو دیدم چقدر حس خوبی داره که پشت میز نشستم، دارم المانی مینویسم و میخونم و...
عنوان سخت
عنوان انتخاب کردن سخت تر از نوشتنه. حالا بریم سر اصل مطلب! اصلا نمیدونم توی ذهنم چه خبره. از یه طرف اصلاحات مثبت رو میبینم که چقدر شجاع تر شدم چقدر بی باک تر شدم و چقدر تنهایی قوی هستم. از یه طرف اون باور به خود رو که هشت سال پیش داشتم الان ندارم، با اینکه میدونم همه چیزو بلدم ولی یک حسی میگه بترس ا...